LOGIN
ثبت نام یا ورود
Avatar
هنوز ثبت نام نکرده اید؟

هم اکنون عضو پلاک آبی شوید .و به اطلاعات وب سایت ما دسترسی داشته باشید

تنظیم مجدد کلمه عبور - نام کاربری را فراموش کرده ام

نام کاربری
کلمه عبور
مرا به خاطر بسپار

placabi articles

تاریخچه و معرفی هوش کسب و کار

  • این مورد را ارزیابی کنید
    (7 رای‌ها)

شرح اجمالی در خصوص تاریخچه هوش کسب و کار، تعاریف و کاربردهای هوش تجاری، جایگاه Business Intelligence  در صنعت و ضرورت آشنایی با مفاهیم، تکنیک‌ها و کاربردهای BI

 حقیقت این است که طی دهه‌های اخیر با پیشرفت تکنولوژی ارتباطات و  اطلاعات، داده‌ها و اطلاعات زیادی در مقیاس‌های گوناگون فردی و سازمانی بر روی انواع رسانه‌ها نظیر حافظه کامپیوترها، نوت بوک‌ها، گوشی‌ها، Serverها، CD، ِDVD و ... تولید و نگهداری شده است. بخشی از این اطلاعات توسط کاربران طبقه‌بندی شده و بعدها مورد استفاده قرار می‌گیرد و بخشی از آن‌ها علیرغم با ارزش بودن، پس از تولید و ذخیره‌سازی، به‌ندرت مورد استفاده قرار می‌گیرد اما بخشی از آن‌ها کماکان بدون استفاده باقی می‌ماند. حتما برای شما هم پیش آمده که با حجم زیاد فایل‌های فیلم، عکس، مطلب، فایل‌های متن، کتاب، و .... بر روی دستگاه خود مواجه شده‌ و از آنجایی که فکر می‌کنید شاید یک روز از اطلاعات موجود استفاده کنید، کماکان از حذف فایل‌ها پرهیز می‌کنید. حال فرض کنید که یک شرکت یا سازمان، اطلاعات گوناگون مربوط به کسب و کار خود نظیر اطلاعات مشتریان، تامین‌کنندگان، محصولات، تراکنش‌های مالی، قراردادها، دستورالعمل‌ها، فیلم‌ها، عکس‌ها و ... را در طی سالیان بر روی server ذخیره و نگهداری می‌نماید. بخشی از اطلاعات مربوط به گذشته تنها در زمان حسابرسی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند و بخشی از آن‌ها با وجود اهمیت بالایی که در زمان خود داشته‌اند، مدت‌ها بدون استفاه باقی می‌مانند. امروزه بسیاری از سازمان‌ها هزینه‌های قابل توجهی برای فقط نگهداری از حجم غول آسای اطلاعات گذشته کسب و کار خود صرف می‌کنند.

بدیهی است اطلاعاتی که مورد استفاده قرار نگیرد به خودی خود ارزش قابل ملاحظه‌ای ندارد. اما تصور کنید با بررسی اطلاعات قراردادها، بازاریابی، مشتریان و فروش یک شرکت که در طی چندین سال متوالی جمع‌آوری و نگهداری شده است، بتوانیم تشخیص دهیم که مشتریان ارزشمند آن کسب و کار که بیشترین سود را به سمت شرکت سرازیر کرده‌اند چه مشخصاتی داشته‌اند؟! سرمایه‌گذاری شرکت بر روی کدام بخش از بازار منجر به کسب درآمد بیشتری شده است؟! در طی سال‌های گذشته کانال‌ها و ابزار تبلیغاتی شرکت کدام‌ها بوده‌اند و از کدام بخش از تبلیغات نتایج بهتری گرفته شده است؟! کدام دسته از قراردادهای شرکت ناموفق بوده‌اند؟! عملکرد سایر رقبا با توجه به سابقه فعالیت­های آن­ها و همچنین تغییرات بازار در آینده چگونه خواهد بود؟ پاسخ صحیح به سوالاتی از این قبیل، در کنار نگاه به شرایط جدید محیط کسب و کار و روند تغییرات در آینده، مدیران و سیاست‌گذاران کسب و کارها را یاری می‌کند تا «تصمیمات» بهتر و موثرتری اتخاذ نمایند.

اینجاست که نقش کارشناس صنایع و مدیریت بیش از پیش آشکار می‌شود. یکی از وظایف عمده گروه متخصصان در شاخه مهندسی صنایع و مدیریت، یاری رساندن به مالکین و مدیران کسب و کار در فرایندهای تصمیم‌گیری است. یک مهندس صنایع یا کارشناس مدیریت با استفاده از داده‌ها و اطلاعات موجود و به‌کارگیری تکنیک‌ها و ابزار مناسب و انجام پردازش‌های لازم بر روی داده‌ها می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های سازمانی سمت و سوی جدیدی بدهد.

تصور کنید یک سازمان بزرگ با مشتریانی در سرتاسر کشور، هر روز با حجم زیادی از پیام‌های مشتریان خود که بر روی صفحات شرکت در شبکه‌های اجتماعی ثبت می‌شوند مواجه می‌شود. پردازش و بررسی موضوعات مطرح شده در این پیام‌ها، وقتی تعداد آن‌ها کم باشد، کار ساده‌ای است. اما آیا در مورد بررسی و پردازش چند میلیون پیام که در مدت یک ماه ثبت شده نیز می‌توان به همین نحو قضاوت کرد؟ علاوه بر این، سیر تغییرات در ذائقه و نظرات مشتریان به مرور زمان نیز خود موضوعی جدید است! بدیهی است در چنین وضعیتی سازمان ناچار خواهد بود تا از دانش، تکنیک‌ و ابزار خاص پردازش اطلاعات استفاده نماید تا پیام اصلی مشتریان خود را که برای بهبود کسب و کار و افزایش رضایت مشتری یاری رسان سازمان است به خوبی درک نماید.

مثال‌هایی از این قبیل بسیارند. اما آنچه امروز می‌خواهیم به آن بپردازیم، تعریف، اهمیت و جایگاه  هوش تجاری  در شرکت‌ها و سازمان‌هاست تا کارشناسان و دانشجویان علاقمند به موضوعاتی چون مدیریت دانش، مدیریت پایگاه داده، داده کاوی، تحلیل داده، و در یک کلام هوش کسب و کار بتوانند چشم‌انداز روشن‌تری در خصوص جایگاه شغلی خود در این حیطه‌ها کسب نمایند.

ناگفته نماند، از آنجایی که شرح کامل موضوع در حوصله مقاله‌ی چند صفحه‌ای نیست، در این شماره به‌صورت مختصر به شرح کلیات می‌پردازیم. امید آن داریم تا در شماره‌های بعدی نشریه دریچه اطلاعات تفصیلی‌تر و کامل‌تری در این باب در اختیار دوستان قرار دهیم.

تاریخچه هوش کسب و کار

واژه Business Intelligence یا هوش کسب و کار اولین بار در سال 1865 توسط ریچارد میلر دونس، در دایره المعارف «حکایات تجارت و کسب و کار» به‌کار گرفته شد. او از این واژه در توصیف موفقیت‌های یک بانکدار به‌نام هنری فرنس استفاده کرد. بانکداری که قبل از تمام رقبای خود، از مشکلات سیاسی و بحران‌ها و شرایط بازار، آگاهی داشت. دونس درباره فرنس می‌نویسد: «فرنس اطلاعات خاص و پیشرفته کسب و کار را از سرتاسر هلند، فنلاند، فرانسه و آلمان به شکل کامل و بدون نقص دریافت می‌کرد و به‌روز نگاه می‌داشت. بنابراین، او اولین نفری بود که اخبار را می‌دانست». فرنس با استفاده از این اخبار و اطلاعات پیشرفته، و بینشی که در کسب و کار برای او ایجاد می‌کرد، می‌توانست آینده را ببیند. اگرچه او در آخر داستان به عنوان یک تاجر فاسد شناخته شد، اما ایده جمع‌آوری اطلاعات در مورد شرایط تجاری دانه‌ای بود که رشد خود را آغاز کرده بود.

پیدایش و توسعه هوش کسب و کار تا سال 1958

رشد تکنولوژی تا قرن بیستم آنقدر نبود که بتوان از آن به عنوان ابزاری برای هوش تجاری استفاده کرد. نقطه عطف زمانی رخ داد که دانشمند علوم کامپیوتر شرکت IBM، هانس پیتر لوهن (Hans Peter Luhn)، مقاله‌ای در این مورد نوشت و پتانسیل استفاده از BI شناخته شد.

این مقاله با عنوان «سیستم B» (A Business Intelligence System) یک سیستم اتوماتیک را شرح می‌داد. این سیستم به منظور منتشر نمودن اطلاعات به بخش‌های مختلف سازمان‌های دولتی، علمی یا صنعتی ایجاد شده بود. پس از پایان جنگ جهانی دوم، این سازمان‌ها نیازمند راهی برای سازماندهی و ساده‌سازی داده‌های علمی و فنی حجیمی بودند که به سرعت در حال رشد و افزایش بود.

لوهن از تعریف دیکشنری وبستر برای تعریف هوش استفاده کرد: «توانایی درک روابط میان واقعیت‌های کنونی به گونه‌ای که فعالیت‌های ما را برای رسیدن به هدف مورد نظر هدایت کند».

مفهوم اصلی Business Intelligence عبارت است از «روشی که به‌وسیله آن حجم عظیمی از اطلاعات را چنان سریع و آسان درک کنیم که بتوانیم بهترین تصمیم ممکن را اتخاذ نماییم».

کار لوهن تنها معرفی و گسترش مفهوم آنچه که می‌توان با BI انجام داد نبود، بلکه تحقیقات وی سنگ بنایی برای توسعه روش‌هایی شد که در سیستم‌های تحلیلگر IBM مورد استفاده قرار گرفتند. در حال حاضر، وی به عنوان پدر BI شناخته می شود.

پیشرفت و سیر تکاملی BI تا اواخر دهه 1980

با ورود کامپیوترها به دنیای تجارت، شرکت‌ها بالاخره به ابزاری به‌جز کاغذ برای ذخیره اطلاعات دست یافتند. اختراع هارد دیسک توسط IBM در سال 1956 نحوه ذخیره‌سازی اطلاعات را متحول کرد. Floppy دیسک، CD و دیگر وسایل ذخیره سازی اطلاعات باعث ایجاد اطلاعات بیشتر شدند و در نتیجه فضای بیشتر برای ذخیره اطلاعات به وجود آمد.

این تحول باعث ایجاد اولین سیستم مدیریت پایگاه داده شد که عموماًً به سیستم‌های پشتیبان اطلاق می‌شد. در طول دهه هفتاد میلادی تعداد کمی تامین کننده Business Intelligence ظاهر شدند که ابزاری را برای دسترسی و سازمان‌دهی داده ها ارایه کردند. اما راهکارهای آنها بسیار جدید و گیج کننده بود و از همه مهم‌تر استفاده از آن‌ها مشکل.

در سال 1988کنفرانس بین المللی با هدف ساده‌سازی پردازش داده برگزار شد. این کنسرسیوم چند جانبه برای تجزیه و تحلیل داده که در رم برگزار شد، نقطه عطفی در ساده‌سازی تجزیه و تحلیل BI بود.

نقاط عطف در دهه‌های 1980 و 1990

عصر جدید هوش تجاری بلافاصله بعد از کنفرانس سال 1988 آغاز شد. در سال 1989 تحلیل‌گر شرکت گارتنر به نام هاوارد درسنر واژه هوش کسب و کار (Business Intelligence) را بر سر زیان‌ها آورد. استفاده او از این واژه، هر آنچه که مربوط به ذخیره‌سازی اطلاعات و تحلیل داده، سیستم‌های پشتیبان تصمیم (DSS) و سیستم های اطلاعات اجرایی (EIS) بود، پوشش می‌داد.

رقابت میان تامین کنندگان منجر به پیشرفت‌هایی در زمینه Business Intelligence، از جمله ایجاد انبار داده (Data Warehouse) شد. این ابزار جدید جریان اطلاعات از سیستم‌های عامل به سیستم‌های پشتیبان تصمیم را بهبود بخشید. انبار داده زمان دسترسی به داده‌ را به طور چشم‌گیری کاهش داد. اطلاعاتی که به طور معمول در جاهای مختلف ذخیره می‌شدند حال در یک مکان در کنار یکدیگر بودند.

همراه با توسعه انبار داده، مکمل‌های آن که امروزه از اجزای اصلی Business Intelligence محسوب می‌شوند توسعه یافتند. این مکمل‌ها ابزارهای استخراج، تبدیل و بارگذاری  ETL ((Extract, Transform, and Load و نرم افزارهای پردازش تحلیلی آنلاین OLAP (Online Analytical Processing) را شامل می‌شدند.

 

نسخه 1 هوش کسب و کار (Business Intelligence 1)

در اواخر دهه نود و اوایل سال 2000 با فراگیر شدن واژه BI هزاران تامین کننده جدید به بازار وارد شده بودند. در این دوره دو کاربرد اساسی برای BI وجود داشت: تولید داده و گزارش‌ها، و سازمان دهی و مصورسازی (Visualizing) آن‌ها به شکل قابل ارایه. با این حال هنوز دو مشکل اساسی وجود داشت که توسعه این قسمت از تکنولوژی را عقب نگه می داشت: پیچیدگی و زمان.

قسمت عمده پروژه‌ها توسط نیروهای IT انجام می‌شد. این بدان معنی بود که بسیاری از کاربران هنوز نمی‌توانستند کارهای Business Intelligence خود را به تنهایی انجام دهند. ابزار موجود BI تنها در ذهن افراد خبره و هنوز توسعه نیافته و آشنایی با آنچه که رخ میداد نیازمند آموزش‌های فراوانی بود. از آنجایی که داده‌ها حالتی بسته داشتند، فرمول‌نویسی و ارائه گزارش به تصمیم‌گیران زمان زیادی می‌برد. تنها افراد خبره می‌توانستند تحلیل‌های پیچیده را بر روی داده‌ها انجام دهند. از آن پس، توسعه ابزار BI سیری تکاملی را در راستای استفاده توسط افراد غیر خبره پیمود اما سرعت این تکامل آهسته بود.

 

نسخه 2 هوش کسب و کار (Business Intelligence 2)

در آغاز قرن بیست و یکم، با هدف قرار گرفتن دو مساله پیچیدگی و سرعت در توسعه تکنولوژِی، نقطه عطفی در روند تکامل BI ایجاد شد. هجوم برنامه‌های بر پایهCloud  باعث شد استفاده از بسترهای نرم‌افزاری BI در دسترس و ساده‌تر شود. BI جدید شامل مجموعه جدیدی از تکنولوژی‌ها از جمله پردازش بلادرنگ (Real-Time) بود که اجازه می‌داد شرکت‌ها با ترکیب اطلاعات حاصل از آن‌چه در انبار داده‌ها ثبت می‌شد، ، تصمیم‌گیری‌های خود را بر پایه جدیدترین اطلاعات در دسترس انجام دهند.

از دیگر تکنولوژی‌های جدید نوظهور در حیطه هوش کسب و کار ، دسترسی به self-serviceها برای کاربران غیر خبره بود. بدین معنا که کاربران بدون دخالت دپارتمان IT می‌توانستند پروژه‌های BI خود را انجام دهند. ظهور شبکه‌های اجتماعی در فضای اینترنت منجر به رشد نمایی و توسعه تکنولوژی self-service شد. Facebook، Twitter، و Blogها به‌اشتراک‌گذاری ایده‌ها و راهکارها را بسیار سریع و آسان نمودند. همچنین، ساز و کاری برای کاربران ایجاد شد تا بتوانند به بررسی روش‌ها و نرم افزار‌ها پرداخته و مفاهیم اولیه و کاربردهای متنوع هوش تجاری را به طور گسترده انتشار دهند. با توسعه ارتباطات میان انسان‌ها، آگاهی آن‌ها نیز از ابزار BI بیشتر شد.

تا سال 2005، افزایش ارتباطات در دنیای کسب و کار و تجارت باعث شد تا شرکت‌ها به دلایل گوناگونی به اطلاعات بلادرنگ (real-time information) نیازمند شوند. مهم‌ترین دلیل برای این نیاز، افزایش چشمگیر رقابت میان شرکت‌ها و الزام آگاهی صاحبان کسب و کار از انتظارات مشتریان و تصویر مشتریان از شرکت بود. در دهه اول قرن 21، BI برای شرکت ها دیگر یک ابزار تجملی یا صرفا یک مزیت نبود. در دنیای رقابتی و فضایی که به شدت تحت تاثیر داده‌ها و اطلاعات قرار گرفته بود، BI به یک الزام برای ادامه حیات شرکت‌ها تبدیل شده بود.

توانمندسازی کاربران نهایی (End Users) در دنیای مدرن

با افزایش سرعت تحولات در دهه اول قرن 21، بسترهای نرم‌افزاری BI دچار دگرگونی اساسی شدند.  ویژگی‌های ابزار هوش تجاری ، توسعه گزینه‌های self-service و بهبود نحوه تصویرسازی(Visualization)  سه جنبه از مهم‌ترین ویژگی‌های مرحله بعدی در سیر تکاملی BI می‌باشند.

 ابزار BI در حال حاضر با توجه به نوع صنعت مورد استفاده طراحی شده و به‌صورت عمودی توسعه می‌یابند. رشد سفارشی سازی ابزار BI در صنایع مختلف باعث تطبیق یافتن بیشتر هوش کسب و کار با فرایندهای سازمانی شده است. در این میان، رشد ابزار‌ self-service و امکانات تصویرسازی (Visualization) به یکدیگر وابسته است.

انقلاب big data (داده‌های غول‌آسا) و انفجار اینترنت شرکت‌ها را با حجم چشمگیر و رو به رشدی از داده‌ها مواجه کرده است. افراد به‌صورت فزاینده‌ای بیش از پیش اطلاعات تولید می‌کنند. در هر دقیقه بیش از 204 میلیون ایمیل ارسال می‌شود. شرکت‌ها به ابزار تصویرسازی بیش از هر چیز دیگری نیاز دارند تا بتوانند از این داده‌ها استفاده کنند. تکامل ابزار تصویرسازی به گونه‌ای است که تمرکز بیشتری بر کاربر نهایی سیستم داشته باشد. بسترهای نرم‌افزاری کنونی کاربران را قادر می‌سازد که شخصا داده‌ها را بررسی و بهینه سازی کنند.

Cloud BI و Mobile BI

از آنجایی که شرکت‌های زیادی خدمات Business Intelligence  کار را ارائه می‌دهند، تنها راه بقا در رقابت با دیگر شرکت‌ها ایجاد ویژگی‌های منحصر به فرد می‌باشد. تامین کنندگان و تولید کنندگان راهکارهای BI مدام در حال آزمایش ابزارهای سریع‌تر و ارازن‌تر هستند. یکی از راه‌های حصول به این هدف، استفاده از فضای ابری (Cloud) است. با به‌کارگیری این تکنولوژی، نرم‌افزارهای مورد نیاز در فضای اینترنت اجرا می‌شوند و به‌این ترتیب هزینه‌های ذخیره سازی کاهش یافته و دسترسی سریع و راحت به اطلاعات سازمانی مهیا می‌گردد. هم‌چنین، امکان پیش‌بینی روندها و نگاه دقیق‌تر به آینده تسهیل می‌شود. هم‌زمان با افزایش روز افزون استفاده از تکنولوژی ابری (Cloud)، تحول در تکنولوژی تلفن همراه و موبایل و بسترهای نرم‌افزاری مربوط باعث شده تا کاربران بتوانند بدون محدودیت مکانی با استفاده از Tablet و گوشی‌های هوشمند (Smart Phones) خود از ابزار هوش کسب و کار استفاده کنند.

به موازات بهبود و تکامل ابزار هوش کسب و کار ، این ابزار به تدریج ساده‌تر و در دسترس‌تر شده و بدین ترتیب بیشتر مورد پسند کاربران قرار خواهند گرفت.

مزایای به‌کارگیری هوش کسب و کار

این روزها، سیستم‌های هوش تجاری و ابزار آن در صنایع گوناگون از جمله بانکداری، بیمه، گمرک، بهداشت و درمان، ورزش، موسیقی، فروشگاه‌ها وخرده فروش‌ها، مدیریت ارتباطات با مشتری، انرژی، خودرو، صنایع تولیدی، و .... مورد استفاده قرار می‌گیرد. به‌عبارتی، هر جا که با حجم انبوه از داده و اطلاعات مواجه باشیم، هوش کسب و کار و ابزار آن جزء لاینفک سیستم‌ها و ابزار سازمانی برای تصمیم‌سازی برای مدیران کسب و کار و بقا در دنیای رقابتی است.

هدف نهایی business Intelligence ، بهبود کیفیت اطلاعات و جداول زمانی است. دستیابی به اطلاعات به موقع و با کیفیت، برگ برنده سازمان‌ها در مدیریت کسب و کار خود می‌باشد. مدیران امروز کسب و کار بر این باورند که در شرایط رقابتی و در حال تغییر، اصلی‌ترین مزیت رقابتی، واکنش و انطباق سریع با تغییرات است. هوش کسب و کار باعث می‌شود که سازمان‌ها بتوانند از اطلاعات جمع آوری شده به نحو موثر برای واکنش سریع و مداوم نسبت به تغییرات استفاده کنند.

 

استفاده از ابزار هوش کسب و کار ، سازمان‌ها را از موضوعات زیر مطلع می‌سازد:

  • جایگاه شرکت در مقایسه با رقبا
  • تغییر در رفتار و الگوهای هزینه‌کرد مشتریاان
  • توان‌مندی‌های کلیدی شرکت
  • شرایط بازار، روندهای آینده، اطلاعات اقتصادی و جمعیتی
  • محیط اجتماعی و سیاسی و نظارتی
  • فعالیت شرکت‌های دیگر و رقبا در بازار

در هر سازمان، «اطلاعات» اغلب به عنوان دومین منبع مهم برای یک شرکت به حساب می‌آید (با ارزش ترین دارایی یک شرکت، منابع انسانی آن هستند). بنابراین، زمانی که یک شرکت بتواند بر اساس اطلاعات دقیق و به موقع تصمیم‌گیری کند، می‌تواند عملکرد خود را بهبود بخشد. هوش تجاری با انجام اقدام سریع و درست روی اطلاعات باعث می‌شود تا قبل از این که کسب و کارهای رقیب وارد عمل شوند، سازمان به عملکرد رقابتی برتری دست یابد. این امر باعث تسریع روند تصمیم‌گیری نیز می‌شود. با به‌کارگیری هوش کسب و کار می‌توانیم عکس‌العمل مناسب و به موقع نسبت به اولویت‌ها و مشکلات مشتری داشته باشیم و بدین ترتیب مشتریان مشعوف‌تری داشته باشیم.

برخی از کاربردهای  Business Intelligence در سازمان‌ها  به شرح زیر می‌باشد:

  • تشخیص مشتریان پرسودتر شرکت و مطلع شدن از دلایل اصلی وفاداری آن‌ها، نیز شناسایی مشتریان آینده کسب و کار از طریق آگاهی از ظرفیت‌های بالقوه شرکت
  • تحلیل داده‌های مربوط به کلیک‌های اینترنتی برای بهبود استراتژی های تجارت الکترونیک
  • تشخیص سریع مشکلات مربوط به گزارش‌های وارانتی به‌منظور حداقل کردن آثار کمبودها در فرایند طراحی محصول
  • کشف فعالیت های جنایی ناشی از پولشویی
  • تحلیل پتانسیل رشد سودآوری و کاهش ریسک از طریق امتیاز دهی دقیق به اعتبار مالی مشتریان
  • تعیین زمان، تعریف سبد محصولات و خدمات بالقوه‌ای که مشتریان آماده خرید آن‌ها هستند
  • تحلیل نسخه‌های کلینیکی برای تهیه داروهای تجربی در صنعت بهداشت و درمان
  • تنظیم و تعیین نرخ سودهای بیشتر برای حق بیمه در صنعت بیمه
  • کاهش زمان از کار افتادگی تجهیزات از طریق بالا بردن دقت در پیش‌بینی اقدامات پیشگیرانه و برنامه‌ریزی فرایندهای نگهداری و تعمیرات
  • تشخیص دلایل روی آوردن مشتری به رقبا از طریق تحلیل رویگردانی مشتری
  • کشف و جلوگیری از کلاه برداری؛ برای مثال از طریق خوشه‌های استفاده شده کارت‌های تلفن و کارت‌های اعتباری مفقود شده
  • شناسایی ترکیبات دارویی جدید

مشتریان، یکی از جنبه‌های مهم موفقیت یک شرکت هستند. بدون مشتریان، ادامه حیات برای شرکت مقدور نخواهد بود. بنابراین شرکت‌ها باید اطلاعات کافی در مورد عملکرد مشتریان داشته باشند و سریعا خود را با خواسته‌های متغیر آنان وفق دهند. هوش تجاری به سازمان‌ها توانایی جمع آوری اطلاعات مربوط به روندهای موجود در بازار را می‌دهد و آن‌ها را قادر می‌کند تا با محصولات و خدماتی خلاقانه با پیش‌بینی نیازهای متغیر مشتریان همگام شوند.

رقبا می‌توانند مانعی بزرگ در راه موفقیت شرکت‌ها باشند. اهداف رقبا همان اهداف سازمان ما، یعنی زیاد کردن سود و بالا بردن رضایت مشتری است. برای داشتن یک شرکت موفق باید همواره یک گام جلوتر از رقباء باشیم. هوش کسب و کار ما را از اقدامات رقبا مطلع ساخته و به ما کمک می‌کند تا تصمیمات آگاهانه بهتری اتخاذ کنیم.

چنان‌که قبلاٌ نیز ذکر شد، در این شماره از نشریه سعی بر آن بود تا دیدگاهی عمومی در خصوص BI ، تاریخچه و کاربردهای آن در مدیریت کسب و کار به خوانندگان محترم ارایه شود. در شماره‌های بعدی، اطلاعات کامل‌تری در مورد کاربردهای هوش تجاری در صنایع مختلف و راهکارها و نرم‌افزارهای پرکاربرد آن در دنیا ارایه خواهد شد.

در صورت تمایل به کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید از طریق عضویت در کانال تلگرام به آدرس https://telegram.me/irbusinessIntelligence با ما در ارتباط باشید.

خواندن 1382 دفعه آخرین ویرایش در دوشنبه, 20 دی 1395 18:01
پلاک آبی

خدمات مشاوره مدیریت ، داده کاوی و هوش کسب و کار

آموزش، مشاوره و پیاده سازی راهکارهای برتر مدیریتی

  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
 تماس با ما

شهرک غرب، بلوار فرحزادی، خیابان تربیت معلم،
انتهای خیابان گلبان،
مجتمع موج، واحد 105
کد پستی: 1998963193
تلفن: 5 - 88560784
فکس: 88560786
پست الکترونیک:
info @ p l a c a b i . com
ibig @ p l a c a b i . com

 

We use cookies to improve our website. By continuing to use this website, you are giving consent to cookies being used. More details…